هرچی بخوای این جا هست
اندروید،اهنگ،فیلم و مطالب خواندنی و......

 

کلاه‌فروشی روزی از جنگلی می‌گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه‌ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد، متوجه شد که کلاه‌ها نیست!

بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه‌ها را برداشته‌اند.

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net


فکر کرد که چگونه کلاه‌ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون‌ها همین کار را کردند. او کلاه را از سرش برداشت و دید که میمون‌ها هم از او تقلید کردند.

به فکرش رسید ... که کلاه خود را روی زمین پرت کند. این کار را کرد. میمون‌ها هم کلاه‌ها را به طرف زمین پرت کردند و او همه کلاه‌ها را جمع کرد و روانه شهر شد.

سال‌ها بعد، نوه او هم کلاه‌فروش شد. پدر‌بزرگ این داستان را برای نوه‌اش تعریف کرد و تأکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد، چگونه برخورد کند... .

یک روز که او از همان جنگل گذشت، در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.

او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون‌ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون‌ها هم همان کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون‌ها این کار را نکردند!

یکی از میمون‌ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت: فکر می‌کنی فقط تو پدر‌بزرگ داری؟!




تاریخ: شنبه 07 مرداد 1391
ارسال توسط a-jahani

آرشیو مطالب
تبلیغات
جهت درج تبلیغات و دریافت هزینه های تبلیغات ، بنر خود را به ایمیل ما ارسال کنید ali_jahani77@LX:Yahoo.com
تبلیغات متنی
هزینه : 20000 ریال برای یک ماه
جهت درج تبلیغات متنی ، متن و لینک خود را به ایمیل ما ارسال کنید
ali_jahani77@LX:Yahoo.com
امکانات جانبی
نمایش وضعیت در یاهو
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران